بود كه سُليدوس سكهٴ طلاي بيزانسي (نمُيسما) معادل 6000 سكهٴ مسي (لپتوس) بود. از اين رو، محاسبان بيزانسي با اجزاي 6000 آشنا بودند و جدولهايي براساس آن داشتند. افسوس! كه اين پايان كار نبود. چون سكهٴ طلا به 12 ميليارِنس1 هم تقسيم ميشد و هر ميليارنس 24 اُبُلُـس يا پول. بنابراين
يك نُميسما = 6000 لِپتوس = 288 اُبُلُـس
اين دو تقسيم فرعي با هم همخواني ندارند، ولي به بيقاعدگي سكههاي بيزانس علاقهاي نداريم. بلكه تنها مشكلات مربوط به حساب در آنجا مورد نظر است.
اين رونق رياضي كه شرح داده شد با يك رونق نجومي همراه بود. رياضيدانان بيزانسي به تحقيق تازهاي از مجسطي
پرداختند. بارلام در اصول كسوف، كه بطليموس تبيين كرده بود، بحث كرد. پدياسيموس شرحي بر رسالهٴ كلئومدس (اولـ1پ م) نوشت و ساير آثارش نشان دهندهٴ درك نادرستش از معلومات نجومي است. تيودوروس متوخيتس رسالهاي مقدماتي تأليف كرد بهصورت شرحي بر
مجسطي. نيكهفوروس گريگوراس دو رساله در باب اسطرلاب و رسالهاي هم در بيان تصوير مثلثهاي كروي بر يك صفحهٴ تخت نوشت.
متكلمان براي تعيين دقيق روزهاي مذهبي ثابت و سيار به ناچار به تقويم توجه نشان دادند.
مثلاً رابداس كوشيد عيد پاك ارتدكس را بدون توجه به عيد فصح يهودي تعيين كند. مطلب مهم اينكه نيكهفوروس گريگوراس در سال 1324 رسالهاي درباب ضرورت اصلاح تقويم به آندرونيكوس دوم تسليم كرد. اضافات جمعشدهٴ سال يولياني نسبت به سال منطقهاي، منجمان بيزانسي را هم مانند همكاران لاتينيشان داشت مكدر ميساخت.2
در دوران فرمانروايي آلكسيوس دوم، هشتمين امپراتور، به مطالعات نجومي در دربار طرابوزان جهت تازهاي داده شد. آن امپراتوري كه به ايران نزديكتر بود تا به امپراتوري روم، نفوذ شرقي را راحتتر ميپذيرفت. آلكسيوس دوم، شخصي آگاه به نام گريگوريوس خيونيادس را براي مأموريتي علمي به ايران فرستاد. او با مجموعهاي از كتابهاي فارسي (و عربي) باز گشت.
Paul Tannery: Noms des mois attiques chez les Byzantins(Revue archeologique
9, 23-36, 1887; Memoires 4, 223-39, 1920 (Viktor Gardthausen: Griechische
Palaeographie (2d. ed., 2, 442-83, Leipzig 1913). Ginzel (3, 228-327, 1914).